محمد تقي جعفري
187
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
* ( إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ ) * ( 1 ) ( تا كسى كه هلاك مىشود و زندگى او تباه مىگردد ، مستند به دليل روشن باشد و كسى كه زندگى مىكند ، زندگى او مستند به دليل روشن باشد . ) زندگى مستند به دليل روشن « حيات معقول » است كه تكيه گاه عقلانى دارد و هيچ سؤالى را كه مربوط به هدفهاى نسبى و هدف مطلق زندگى است بىپاسخ نمىگذارد . 2 - * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ) * ( 2 ) اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا و رسول آن را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به آنچه كه حيات مىبخشد ، دعوت مىنمايد ) . مسلم است كه اين آيه خطاب به مردم زندهء آن روز بوده است نه مردگان پوسيده در زير خاك - ولى زندگى آنان از مشتى حركات و سكونهاى پست حيوانى و خود محورى تجاوز نمىكرد ، اينان مردگانى بودند كه از زندگى جز نام آن را كه به خود بسته بودند ، بهره اى نداشتند . پس حياتى كه اسلام آنانرا براى برخوردارى از آن دعوت مىكرده است ، « حيات معقول » بوده است . 3 - * ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) * ( 3 ) ( هر كس از مرد يا زن عمل صالح انجام بدهد ، او را با « حيات پاكيزه » كه همان « حيات معقول » است ، احياء مىكنيم ) . 4 - * ( يُثَبِّتُ الله الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الآخِرَةِ ) * ( 4 ) ( خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند ، با قول ثابت در حيات دنيوى و اخروى تثبيت مىنمايد ) . اين يك مختص اساسى « حيات معقول » است كه زندگى آدمى بر مبناى
--> ( 1 ) الانفال آيهء 42 . ( 2 ) الانفال آيهء 24 . ( 3 ) النحل آيهء 97 . ( 4 ) ابراهيم آيهء 27 .